لالایی ها . افسانه ها . دروغ ها
دل نوشته هاي يك ارديبهشتي
مي پنداشتم، كه بدي در تاريكست. ولي اكنون در روز روشن ،بدي را ميبينم. به سوي شب زبانه مي كشد تنهايي ملال آور آسمان؛ و دهان باز تاريكي! چه شرمساري بزرگيست سياهي روز ... در پست نوشته هاي من چشمان سياه توست كه مي نگرد وميخواند مرا از هر راه كه مي روم به نوشتن چند شعر مي رسم به زانو در مي آيم در مقايل روز در مقابل شب نوشتنم ،نوعي سخن است با خود وتنهايي را با كلمات پز ميكند. بياد مي آورم، همه گفته ها را كه در هيچ دريايي، نمي گنجد ...
نوشته شده در جمعه دهم مهر 1388ساعت
توسط بانوی اردیبهشت| |
نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت
توسط بانوی اردیبهشت| |
| Design By : Night Skin |
