تبليغاتX
لالایی ها . افسانه ها . دروغ ها


لالایی ها . افسانه ها . دروغ ها

دل نوشته هاي يك ارديبهشتي

توجه :

" در دین زرتشتی وجودی به نام آدم و حوا و وسوسه ی حوا و چیدن گیاه ممنوعه و جریانات آن وجود ندارد و اعتقاد بر این است که بعد از کیومرث، مشیه و مشیانه از ریشه ی یک گیاه (اکثراً می‏گویند ریواس) به وجود آمدند و بالیدن و زندگی را نیک آغاز کردند. "


 اين هميشه موضوع جالبي بود كه مدتها ذهن منو مشغول كرده بود  تا به طور اتفاقي به اين مطلب رسيدم. وحالا موندم كه كي راست ميگه ؟! كدوم درستره؟! بماند كه اغلب ذكر شده كه رواييت هاي دين زرتشت  اسطوره و افسانه لي بيش نيست.از كجا معلوم كه در كتاب ما هم دخل تصرف اينچنيني شده باشه؟!

درك اين موضوع هنوز برام جا نيوفتاده كه آگه  آدمو حوا كه به وجود اومد  حالا جدا از  خلاف كاريشون ،مگه غير اين بود كه دوپسر  بنام هابيل و قابيل به دنيا آوردن؟! اين هابيل و قابيل با كي ازدواج كردن  كه اين نسل  آدمي زاد كره زمينو  بيچاره كرد؟مگر جز "حوا"  زني كه  فرشته نبود و زميني بود زن ديگه اي هم وجود داشت؟!شايدم با خواهراشون ...

در پيگيري اين سئوال به اين جواب و نتيجه در يك سايت رسيدم:

  " یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِی خَلَقَكُم مِن نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِیراً وَنِسَاءً...»1
از ظاهر این آیه و آیات متعدد2 دیگر استفاده می‌شود كه مراد از «نفس واحده» آدم(ع) و مراد از «زوجها» حوا می‌باشد كه پدر و مادر نسل انسان است و همه‌ی افراد نوع انسان به این دو تن منتهی می‌شوند. و از تعبیر «وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِیراً وَنِسَاءً» به دست می‌آید كه نسل موجود انسان، تنها به آدم و همسرش منتهی می‌شود و جز این دو نفر، هیچ كس دیگری در انتشار این نسل دخالت نداشته (نه حوری بهشتی، و نه فردی از افراد جن و نه غیر آن دو) وگرنه می‌فرمود و بث منها و من غیرهما.

بنابراین نتیجه می‌گیریم كه:


1. منظور از رجالاً كثیراً و نساءً كل بشر است و افراد بی‌واسطه مثل هابیل و قابیل و غیره و یا با واسطه مثل فرزندان هابیل و قابیل تا انسان‌های امروزی تا روز قیامت از آدم و حوا منشعب شده‌اند.
2. ازدواج در طبقه اول بعد از خلقت آدم و حوا یعنی در فرزندان بدون واسطه آنها بین خواهران و برادران بوده است یعنی دختران آدم و حوا با پسران آنها ازدواج كرده‌اند؛ چون در آن روز در تمام عالم نسل بشر منحصر در همین فرزندان بوده است و هیچ اشكالی ندارد چون مساله یك مساله تشریعی است و تشریع تنها كار خدا است او می‌تواند براساس مصلحت و ضرورت، عملی را زمانی حلال كند و در زمان دیگر براساس حكمت حرام كند"

خداكه  می‌تواند براساس مصلحت و ضرورت، عملی را زمانی حلال كند و در زمان دیگر براساس حكمت حرام كند! مگه خدا نمي تونست  دوتا  خانواده  خلق كنه  ؟! كه مجبور باشه اين همه دور ازجون ادم حرومزاده بريزه رو كره خاكي!!!اصلا این  فلسفه حرام و حلال زاده چیه؟ نمي دونم اينا حكمت خدا يا حكمت دست كاري شده انساني؟! نمي دونم !!! شايد سوادم تا اونجاها ديگه قد نميده شايدم قدري ... !!!

 

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت توسط بانوی اردیبهشت| |

د مثل : دروغ

 آ مثل : آدم دروغگو

 از اين دو واژه، فاجعه آميزتر و رنج آورتر وجود دارد؟

 

پ.ن: جواب دروغ سكوتست يا اشكي باصداقت؟ ؟؟

 

 

نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت توسط بانوی اردیبهشت| |

یكی از دوست‌داران صادق هدایت از دزفول كوبیده و آمده بود تهران كه برود خانه این نویسنده پر افتخار ایران را ببیند. طبعا رفته بود به خیابان كوشك و به بیمارستان امیر اعلم مراجعه كرده بود. بعد از اصرار زیاد و من بمیرم تو بمیری فقط حیاط كوچكی از خانه را به او نشان داده بودند كه شنیدم محل انباشته كردن زباله است و در وضع مناسبی نگه‌داری نمی‌شود. به هر تقدیر اجازه ندادند بقیه خانه هدایت را ببینند و گفته بودند كه باید از فلان‌كس اجازه بگیری او هم نیست و معلوم نیست كی می‌آید خلاصه جوان دزفولی را سنگ‌قلاب كرده و پس فرستادند به دزفول.

 اما نكته گفتنی آن است كه در حین بازدید ناقص و نیمه‌كاره یكی از متصدیان بیمارستان این بازدید كننده را ارشاد می‌كند كه:

" مگر بیكاری بلند شده‌ای  از دزفول آمده‌ای   تهران كه خانه صادق هدایت را ببینی؟ بسیار جاهای دیدنی‌تراز خانه این مرد پوچ‌گرا هست كه جنبه مذهبی دارند كه باید بروی آن‌ها را ببینی خانه صادق هدایت كه دیدن ندارد. نه خودش دیدن داشت نه خانه‌اش و چه بهتر كه در آن را بسته‌اند و دیدن آن‌هم گذشتن از هفت‌خوان رستم است و نه تنها مردم این مملكت بلكه مردم دنیا نمی‌توانند آن را ببینند. بقول این جوان دزفولی زباله از آن حیاط كوچك به هر جای خانه سرایت كرده است."

 چند پیشنهاد دارم:

 اولا: تمام  كسانی را كه برای دیدن خانه صادق هدایت مراجعه می‌كنند نزد این خانم بفرستند كه آن‌ها را ارشاد كند. ما چهار تا راهنمای درست حسابی مثل این خانم داشته باشیم توی این مملكت از شدت هجوم توریست و بازدید‌كننده سوزن نمی‌شود انداخت.

 ثانیا: اگر یك وقتی، یك روزی قرار شد این محل خانه صادق هدایت به معنای كلمه باشد همین خانم را بگذارید مدیر روابط‌عمومی این مركز فرهنگی كه فعالیت فرهنگی و ادبی خود را در ابعاد وسیع‌تر و سازنده‌تری معمول دارند

و ثالثا‌: اگر خارجی‌های بیكار آمدند این خانه را ببینند این خانم را  راهنمای آن‌ها قرار بدهید كه برای مملكت واقعا اعتبار و آبروی فرهنگی بیشتری در انظار خارجی‌ها فراهم بكند و از بازدید خود خاطره خوش و خرمی داشته باشند. حال سازمان مستقل جهانگردی و میراث فرهنگی شكل گرفته باید در‌به‌در دنبال چنین كارشناسان قابل و ورزیده‌ای بگردیم كه در كار خود واقعا تبحر دارند. وقتی همین‌طوری برای رضای خدا جوان دزفولی را راهنمایی می‌كنند و می‌خواهند او را از تفكر غلط خود بیرون كشیده و از بازدید خانه هدایت منصرف كنند و راه درست را به او نشان بدهند اگر در زمینه راهنمائی توریست‌ها هم چنین وظیفه‌ا‌ی ‌به آن‌ها محول شود شاهكار می‌كنند

نويسنده:جهانگير هدايت 

پ.ن : خواندم و افسوس خوردم به حال صادق ! ولی خوشحال شدم از اینکه نیست تا اوضاع الان را ببیندو اگر نويسنده دوران اخير بود احتمالا خيلي زود تر خودش را خلاص ميكرد...

نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت توسط بانوی اردیبهشت| |

ميداني! اين روزها، بوي فاصدك هاي سوخته به مشام ميرسد ...

شايد، چون ققنوس ها دست به  خود سوزي زده باشند!

 شايد در پرواز بي احتياطي كرده اند و  به خورشيد، نزديك شده باشند!!

شايد . شايد . شايد....

 

نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت توسط بانوی اردیبهشت| |


Design By : Night Skin