تبليغاتX
لالایی ها . افسانه ها . دروغ ها


لالایی ها . افسانه ها . دروغ ها

دل نوشته هاي يك ارديبهشتي

 اینم یه داستان هدیه ای از یک دوست:

به روايت افسانه‌ها روزي شيطان همه جا جار زد كه قصد دارد از كار خود دست بكشد و وسايلش را با تخفيف مناسب به فروش بگذارد.
او ابزارهاي خود را به شكل چشمگيري به نمايش گذاشت. اين وسايل شامل خودپرستي، شهوت، نفرت، خشم، آز، حسادت، قدرت‌طلبي و ديگر شرارت‌ها بود.
ولي در ميان آنها يكي كه بسيار كهنه و مستعمل به نظر مي‌رسيد، بهاي گراني داشت و شيطان حاضر نبود آن را ارزان بفروشد.

كسي از او پرسيد: اين وسيله چيست؟

شيطان پاسخ داد: اين نوميدي ا‌ست

آن مرد با حيرت گفت: چرا اين قدر گران است؟

شيطان با همان لبخند مرموزش پاسخ داد: چون اين مؤثرترين وسيلة من است. هرگاه ساير ابزارم بي‌اثر مي‌شوند، فقط با اين وسيله م ي‌توانم در قلب انسان‌ها رخنه كنم و كاري را به انجام برسانم. اگر فقط موفق شوم كسي را به احساس نوميدي، دلسردي و اندوه وا دارم، مي‌توانم با او هر آنچه مي‌خواهم بكنم..
من اين وسيله را در مورد تمامي انسان‌ها به كار برده‌ام. به همين دليل اين قدرت كهنه است "

نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت توسط بانوی اردیبهشت|

"من از خدا خواستم که پلیدی های مرا بزداید.

خدا گفت : نه

 آنها برای این در تو نیستند که من آنها را بزدایم .بلکه آنها برای این در تو هستند که تو در برابرشان پایداری کنی.

من از خدا خواستم که بدنم را کامل سازد.

خدا گفت : نه

 روح تو کامل است . بدن تو موقتی است .

من از خدا خواستم به من شکیبائی دهد.

خدا گفت : نه

 شکیبائی بر اثر سختی ها به دست می آید. شکیبائی دادنی نیست بلکه به دست آوردنی است.

من از خدا خواستم تا به من خوشبختی دهد.

 خدا گفت : نه 

 من به تو برکت می دهم،خوشبختی به خودت بستگی دارد.

من از خدا خواستم تا از درد ها آزادم سازد.

 خدا گفت : نه

 درد و رنج تو را از این جهان دور کرده و به من نزدیک تر می سازد. 

من از خدا خواستم تا روحم را رشد دهد.

 خدا گفت : نه

 تو خودت باید رشد کنی ولی من تو را می پیرایم تا میوه دهی.

 من از خدا خواستم به من چیزهائی دهد تا از زندگی خوشم بیاید.

خدا گفت : نه

من به تو زندگی می بخشم تا تو از همۀ آن چیزها لذت ببری.

من از خدا خواستم تا به من کمک کند تا دیگران را همان طور که او دوست دارد ، دوست داشته باشم.

خدا گفت : ... سرانجام مطلب را گرفتی.

برای دنیا تو ممکن است فقط یک نفر باشی ولی برای یک نفر، تو ممکن است به اندازۀ دنیا ارزش داشته باشی.

داوری نکن تا داوری نشوی . آنچه را رخ می دهد درک کن . برکت خواهی یافت."

 

نوشته شده در شنبه دهم مرداد 1388ساعت توسط بانوی اردیبهشت| |


Design By : Night Skin