تبليغاتX
لالایی ها . افسانه ها . دروغ ها


لالایی ها . افسانه ها . دروغ ها

دل نوشته هاي يك ارديبهشتي

آره من روانیم. خیلی روانیم. خیلی.
دوست دارم ، داد از دل خودم بگيرم...
ديگه فكرم پر از فكر شده،
حسين پناهي گوش ميدم ، گوش كن :
 
"حرمت نگهدار دلم
گلم
كه اين اشك
خونبهاي عمر رفته من است
ميراث من،
نه به قيدقرعه ،
نه به حكم عرف
يكجا سند زده ام همه را به حرمت چشمانت ، به نام تو
كتيبه خوان خطوط قبايل دور.
اين سرگذشت كودكيست،
كه به سر انگشت پا
هرگز دستش به شاخه ي هيچ آرزويي نرسيده است.
هر شب گرسنه مي خوابيد
چندو چرا نميشناخت دلش
گرسنگي شرط بقا بود، به آيين قبيله ي مهربانش
پس گريه كن مرا
به طراوت
به دلي گه مگريست بر اسب با شگون دروغ تاريخش ...
آري گلم، دلم،
حرمت نگه دار
كين اشكها سرگذشت عمر رفته من است.
سرگذشت كسي كه ، هيچ كس نبود .
و هميشه گريه ميگرد.
بي مجال انديشه به بغضهاي خود
تا كي مرا گريه كند، تا كي؟
آري گلم دلم
ورق بزن مرا
و به فردا بيانديش، كه براي تو طلوع ميكند.
با سلام و عطر آويشن "
 
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت توسط بانوی اردیبهشت| |

 

من همونم که همه محبتم رو با تف جواب دادن

من همونم که تنهایمو تنها با خودم تقسیم کردم

من همونم  که تنها غصه هام تو دلم بود

من همونم که تنها دلم از تنهایی مرد

من همونم که تنهایمو فقط تنهایی دید

من همونم که زندگیم تو تنهایی مرد

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت توسط بانوی اردیبهشت| |


Design By : Night Skin