لالایی ها . افسانه ها . دروغ ها
دل نوشته هاي يك ارديبهشتي
"و اين نخستين بار بود، بر زمين و در همه آسمان، که گفتني سخني ِشاملو ميدانم كه ستاره اي در بخت من خفته كه تاب بيداري ندارد ... ميدانم، كه فنجان شب را لحظه اي سر خواهم كشيد . در بي نهايت شب در اوج تنهايي دلم به وسعت آسمان تنگ است ... به خدای لبخند " دل من غمگین نیست 
ناگفته ماند و از آن پس، بسيارها گفتني هست که ناگفته ميمانَد ....چون ما ــ تو ومن ــ به هنگام ِ ديدارنخستين ....که نگاه ِ ما به هم درايستاد، وگفتنيها به خاموشي در نشست ...و از آن پس چه بسيارگفتني هست که ناگفته ميمانَد بر لب ِ آدميان .... بدان هنگام که کبوتر ِ آشتي بر بام ِ
ايشان مينشيند ...به هنگام ِ اعتراف و به گاه ِ وصل ...به هنگام ِ وداع وــ از آن بيش ــ بدان هنگام که بازميگردند تا به قفاي ِ خويش درنگرند...و از آن پس، گفتنيها، تا ناگفته بمانَد انگيزههاي ِ بسيار يافت"



به خدای شادی به خدای همه آنچه که از خوبی هاست
به خدای همه آنچه که از زیبایی هاست
دل من غمگین نیست
دل من گمشده , شاید ؛ اما
و شبی از شبها در میان طپش عطر و نیاز خواهش
با حضور و نفس عطر دل انگیزخدا
آن دل گمشده را خواهم یافت"
| Design By : Night Skin |

