لالایی ها . افسانه ها . دروغ ها
دل نوشته هاي يك ارديبهشتي
می خواهم بگویم که وقتی زمین خشکیده است! درخت ها بر آسمان می رویند و زمین آرزوی درختان را می کشد ،به جای باران. بگویم که آسمان به رنگ دریاست و امواج نقش ماهیهای رنگ رنگ را روی ماسه ها نقاشی می کنند... . امان ازآن زمان که طوفان بومهای رنگیشان را متلاطم میکند می خواهم بگویم که گنجشکها آرزو دارند جوجه هاشان را در آغوش بفشارند و شیره جان بنو شانند!! و من آرزو دارم بوفی باشم در دل شب از شرم بندگان روشنایی و در خود، به پرواز آیم. در بینهایت پروازها دز آخرین منزل کهکشان ها ... تنها تر ار امید برای او نشانی نمانده بود آن هنگام که شکوفه در آغوش شاخه های درختان می شکفت آسمان از شوق اشک می ریخت و هزار دستان به عشق یار می سرود در دل کویر جوانه ای را نای روییدن نبود ! 

| Design By : Night Skin |


